X
تبلیغات
عصر سنگی!!!

عصر سنگی!!!

من +تو=ما

تقديم به يه رفيق

تسليت

اينو واسه كسي مي ذارم كه منو با مجيد خراط ها آشنا كرد....هميشه زنده باشي!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه 8 آذر1387ساعت 2:27 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

خدا اینا رو بهت گفته.شنیدی یا نه؟

ashk

می دونی وقتی خدا داشت بدرقه ات میکردبهت چی گفت؟

گفت:جایی که می ری مردمی داره که تورو می شکنند

نکنه غصه بخوری!

من همه جا باتو هستم!تو تنها نیستی!

تویه کوله بارت عشق می ذارم که بگذری.

قلب می ذارم که جا بدی.

اشک می دم که همراهیت کنه و

مرگ که بدونی برمی گردی پیشم!!!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 1:10 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

واسه کسی که نمی دونه دوسش دارم....

 

چرا نمی فهمی دوست دارم؟

خدا وصیت منو گوش بده نامه مو بخون!شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون

می سپرمش بهت می رم تمام تاروپودم و یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو!

خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب ساده شو کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیرسایه شو

بهش بگه دوسش دارم خیلی بده زمونه مون خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون!

فرداقراره من و تو از همدیگه جدابشیم فرداقراره همدم گریه ی بی صدا بشیم

توکوچه های بی کسی نیستی و پرسه می زنم ای ادما!نگاه کنین غریب شهرتون منم!

یادش بخیر من و تو و یه قلب پاک و بی غرور حالاچی شد عوض شدی دلت کجاست سنگ صبور؟

من توروعاشق می کنم هرجور شده حتی به زور کی میخواد فرداتوروازمن بگیره کاش خونه اش ویرونه شه اتیش بگیره!

ماباید فردارو از دنیا بگیریم ما اگه از هم جدا بشیم می میریم

ماباید قدر این روزا رو بدونیم وای اگه فردا بیاد تنها می مونیم!

خداشاید این عشقی که من می گموتو نشناسی نزدیک ترین کسم اونه خیلی دوسش دارم راستی

یادت نره بهت بگم عزیز ترین من اونه خودم مهم نیست امااون نذاری تنها بمونه!

بمیرم واسه هق هقش گریه چقدر بهش می یاد وقتی که حرصش می گیره میگه ازم بدش می یاد

اما وقتی اروم می شه مبینه من بغضم می یاد همین دیوونه بازی هاش از اول چشممو گرفت!

حالا که دیگه مجبوریم با همدیگه وداع کنیم بیا به یاد اون روزا همدیگرو دعا کنیم!

یه وقت دیدی دعا گرفت خدانذاشت جدا بشیم ای وای داره فردا می یاد بایددست به دعابشیم!

با قلب پاکت از خدا بخواه منو صبرم بده هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم می ده!

کی می خوادفردا تو رو از من بگیره کاش خونه اش ویرونه شه اتیش بگیره!!!

عزیزم یادت نره دنیا دو روزه نمی خواد فردادلت واسم بسوزه!

ای خدا حتی اگه دوسم نداره تو می تونی نذاری تنهام بذاره!!!!

 

"کاش حرف دلمو بفهمه!"

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 0:52 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

بعدمن.......

تکه ای از من

بعد من روزی اگر بغض گلویت را فشرد         

                                                  پای احساست اگربر سنگ خورد

یااگر روزی دستان تو هم گرمی دستی میان خود ندید....

روزگاری بعداز این

شاخه ی خشکی اگردیدی به باغ

                                           بلبل افسرده ای دیدی به شاخ

یا گل پژمرده ای دیدی به خاک

بعد من روزی اگر زین کوچه ها

                                       مرد تنهایی گذشت...

در نگاهش نی نی راهی دراز

                                        بردو پایش پینه ی راهی دراز

اشک را در گوشه ی چشم غریبی یافتی

                                          عابری را دیدی و نشناختی

                        یادی از این عاشق افسرده کن!

گرشبی تنها شدی در خلوتی               گریه ات را شد مهیا فرصتی

لیکن اشکی گونه ات را تر نکرد              دردخود را با خدا گفتی ولی باور نکرد!

بعد من روزی اگر تنها شدی

                                  "یاد کن از من که دیگر نیستم!!!"

"اصلا نظر ندین هااااااااااااا!کتک می خورید..."

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 1:4 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

تو اوج تنهایی فقط سعی می کنم یه دلخوشی پیدا کنم.........

اما هیچ دلخوشی نیستتتتتتتتت.......!

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 7:10 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

تنهایی

در این دنیای نامردان که مردانش عصااز کور می دزدند

من خوش اور نادان

محبت

ارزوکردم.......

تنهایی....اصلا نظر ندین!""

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 7:8 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

تنهایی.....

سعی کن تنها باشی زیرا تنها به دنیا امدی وتنها از دنیا خواهی رفت.

مگذار عظمت عشق را درک کنی زیرا انقدر عظیم است که تورانابود می کند......

تنهایی چه می کند......

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 7:2 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

دوست داشتن....

دوست داشتن

شاعروفرشته ای باهم دوست شدند.....

فرشته پری به شاعردادوشاعر هم شعری به فرشته.....

شاعرپرفرشته رالای دفترشعرش گذاشت و شعرهایش بوی اسمان گرفت.

فرشته شعر شاعررازمزمه کردودهانش مزه ی عشق گرفت.......

خدا گفت:

"دیگرتمام شد دیگرزندگی برای هردویتان دشوار می شود....

زیرا

شاعری که بوی اسمان بشنود زمین برایش کوچک می شودو

فرشته ای که مزه ی عشق رابچشد اسمان برایش کوچک!

اصلا نظر ندین هاااااااااااااااااا!

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 دی1386ساعت 0:2 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

عشقققققققققق!

اگه یه روز تودنیا به عشقت نرسیدی و مرگ شماروازهم جداکرد

بدون که دنیا لیاقت شمارونداره!!!

چون وسعت و ارزش عشق شما تنها تواسمونا جا می شه!!!!

پس بدون

که قدرت عشق اندر زیاده که خدای مهربون اسمونا روبرای عشق پاکتون قرار داده!!!

 

عشق یعنی....

اصلا نظر ندین هااااااااااااااااا!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386ساعت 10:36 PM  توسط بازیچه و همدست  | 

من اگه نباشم...

 

سلام به همه دوستان امروز دوتا شعر واقعا زیبارو براتون آماده کردم. تقدیم به همه عزیزان 

 و خواهره گلم شیما خانم.

من اگه نباشم...

 

من نباشم کی توو رویا موهاتو ناز می کنه؟

کی با بالهای شکسته با تو پرواز می کنه؟

راست بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو

کی میاد دونه دونه با حوصله باز می کنه؟

من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خری؟

کی میاد دنبال تو تورو تا خورشید ببره؟

کی میگه هوام همیشه با توئه؟

واسه خاطر تو کی میره پشت پنجره؟

من اگه نباشم کی واسه همیشه تورو می پرسته؟

کی برات میمیره؟ کی نمیشه خسته؟

کی تورو میذاره روی دوتا چشماش؟

کی اگه نباشی میگیره نفسهاش؟

من اگه نباشم... من اگه نباشم...

من نباشم کی تحمل میکنه کار تورو؟

با رقیب رفتنات-اذیت وآزار تورو؟

تو خودت داور میدون شو بگو

کیه که جواب نده تلخیه رفتار تورو؟

من نباشم کی برات قصه میگه تا بخوابی؟

کی میاد سراغ رویات توو شبای مهتابی؟

کی بیداره تا تو خوابت ببره؟

کی غایم میشه توی ابرا که راحت بتابی؟

من اگه نباشم کی واسه همیشه تورو می پرسته؟

کی برات میمیره؟ کی نمیشه خسته؟

کی تورو میذاره روی دوتا چشماش؟

کی اگه نباشی میگیره نفسهاش؟

من اگه نباشم... من اگه نباشم...

                                                               شاعر: مریم حیدرزاده

 

داری میری

 

لحظه های رفتنه

حالا اون میخواد بره

داره تنهام میزاره

با یه دنیا خاطره

توو چشام اشکی نیست روو لبام حرفی نیست

پیشه تو میخندم گریه هام پنهونیست

بدون که من بی تو میرم و میمیرم

فقط با مردنم من آروم میگیرم.

بذار یه بار دیگه من تورو ببینم

برات گریه کنم به پاتم بشینم

به خدا تو بری من میشم دیوونه

آتیشه عشق تو به یادم میمونه

داری میری تو از کنارم

من که جز تو کسیو ندارم

من میمونم پای قرارم

حتی نیستی تو در کنارم

داری میری واسه ی همیشه

بی تو بودن نه نمیشه

مثل من عاشقت کی میشه؟

که  بمونه واست همیشه؟

دیگه وقت رفتنه

کسی حرف نمیزنه

صدای قلب منه

که سکوتو میشکنه

پنجره بارونی

توو اتاق ویرونی

توی ذهن و خاطرم

همیشه میمونی

داری میری واسه ی همیشه

بی تو بودن نه نمیشه

مثل من عاشقت کی میشه؟

که  بمونه واست همیشه؟

                                                       قربونه همه ی شما بای 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 دی1386ساعت 12:34 PM  توسط بازیچه و همدست  | 

درد دل

سلام به تمامی دوستان.

امروز مطلب نمی خوام بنویسم فقط می خوام که کمکم کنید.

چند روزه پیش فهمیدم که دختری که از ته دل دوسش داشتمو عاشقش شدم و من ۲ساله که فقط دونبالش بودم تا فقط ببینمش بهم پشت کرده و با ۱نفر دیگه...

از شما میخوام که کمکم کنید تا چطوری بتونم فراموشش کنم. اگه دوست داشتین به این پسر دل شکسته کمک کنید لطفا توی قسمت نظرات مطلبتون رو بنویسید. به امید اون روزی که کسی از عشق دلش نشکنه!!!!! قربون همتون برم مرسی از شما خداحافظ

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 آذر1386ساعت 11:46 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

نامردی

نامردی تا چه حد؟نامردی تا چه حد؟هان؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:12 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

غربت.....

در مدرسه از نشاطمان کم کردند        از فرصت ارتباطمان کم کردند

هر وقت به هم عشق تعارف کردیم     از نمره ی انضباطمان کم کردند!!!

غربت دیرینه ما را با تو قسمت می کنم     تاابد بادردو رنج خویش خلوت می کنم

رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد          من در این ویرانه ها احساس غربت می کنم!

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آبان1386ساعت 5:51 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

موازیان به ناچاری....

در کلاس ریاضی استادمان دو خط موازی کشید.

خط بالایی نگاهی به خط پاینی انداخت و عاشقش شد.خط پایینی هم ناگهی به خط بالای انداخت وعاشقش شد!

ودراین هنگام بود که استاد گفت:

دوخط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند!!!!!"مثه ما..!"

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آبان1386ساعت 5:41 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

دل ساده من(با همکاری مجید خراطها)

 

سلام به عزیزان آهنگ جدید و بی نهایت زیبای دل ساده من از حمید رضا حاجیلو و همکاری مجید خراطها که پیشنهاد می کنم حتما دانلودش کنید.(زود دانلود میشه)

دل ساده من

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386ساعت 12:58 PM  توسط بازیچه و همدست  | 

پریدن.......

خیال خام پلنگ من به سوی ماه پریدن بود     و ماه راز بلندایش به روی خاک کشیدن بود!

پلنگ من ـدل مغرورم ـپرید و پنجه به خالی زد  که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود

گل شکفته خداحافظ!اگر چه لحظه ی دیدارت    شروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود

من و تو ان دو خطیم اری موازیان به ناچاری     که هر دوباورمان زاغاز به یکدگر نرسیدن بود

اگرچه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما         بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود!

شراب خواستم و عمرم شرنگ به کامم ریخت  فریبکار دغل پیشه بهانه اش نشنیدن بود

چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم  تمام عمر قفس می بافت ولی به فکرپریدن بود!!!قرارمون پرواز باهم بود!!!!

+ نوشته شده در  جمعه 25 آبان1386ساعت 8:26 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

 

پسر نوح به خواستگاری دختر هابيل رفت. دختر هابيل جوابش کرد و گفت: نه، هرگز؛همسری ام را سزاوار نيستی؛تو با بدان نشستی و خاندان نبوتت گم شد.تو همانی که بر کشتی سوار نشدی. خدا را ناديده گرفتی و فرمانش را. به پدرت پشت کردی،به پيمان و پيامش نيز
غرورت غرقت کرد. ديدی که نه شنا به کارت آمد نه بلندی کوهها؟
پسر نوح گفت: اما آن که غرق می شود خدا راخالصانه تر صدا می زند،تا ان که بر کشتی سوار است. من خدايم را لا به لای طوفان يافتم، در دل مرگ و سهمگينی سيل
دختر هابيل گفت: ايمان، پيش از واقعه به کار می آيد. در آن هول و هراسی که تو گرفتار شدی،هر کفری بدل به ايمان می شود. آن چه تو به آن رسيدی ، ايمان به اختيار نبود، پس گردنی خدا بود که گردنت را شکست
پسر نوح گفت: آنها که بر کشتی سوارند امنند و خدايی کجدارومريز دارند که به بادی ممکن است از دستشان برود. من آن غريقم که به چنان خدای مهيبی رسيدم که با چشمان بسته نيز می بينمش و با دستان بسته نيز لمسش می کنم. خدای من چنان خطير است که هيچ طوفانی آن را از کفم نمی برد
دختر هابيل کفت: باری تو سرکشی کردی و گناهکاری. گناهت هرگز بخشيده نخواهد شد
پسر نوح خنديد و خنديد و خنديد و گفت: شايد آن که جسارت عصيان دارد،شجاعت توبه نيز داشته باشد. شايد آن خدا که مجال سرکشی داد، فرصت بخشيده شدن هم داده باشد
دختر هابيل سکوت کرد و سکوت کرد و سکوت کرد و آنگاه کفت: شايد. شايد پرهيزکاری من به ترس و ترديد اغشته باشد.اما نام عصيان تو  دليری نبود. دنيا کوتاه است وآدمی کوتاهتر. مجال ازمون و خطا اين همه نيست
پسر نوح گفت: به اين درخت نگاه کن. به شاخه هايش.پيش از انکه دستهلی درخت به نور برسند، پاهايش تاريکی را تجربه کرده اند. گاهی برای رسيدن به نور بايد از تاريکی عبور کرد. گاهی برای رسيدن به خدا بايد از پل گناه گذشت
من اينگونه به خدا رسيدم. راه من اما راه خوبی نيست. راه تو زيباتر است، راه تو
مطمئن تر، دختر هابيل
پسر نوح اين را گفت و رفت. دختر هابيل تا دور دستها تماشايش کرد و سالهاست که منتظر است و سالهاست که با خود می گويد: آیا همسريش را سزاوار بودم؟
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آبان1386ساعت 5:51 PM  توسط بازیچه و همدست  | 

قلب تنها!!!

قلب

سلام بروبچ!!!!

خوبین؟حالم اصلا خوب نیست!!!همکارم داره واسه کنکور می خونه!!!من تنها که بودم تنها تر شدم!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 11:25 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

عشق

میدونی فرق تو با کشتی چیه؟

کشتی به گل می شینه تو به دل میشینی!!!!

می دونی فرق تو با یانگوم چیه؟یاشنگوم جواهری در قصره تو قصری از جواهری!!!!!!عشقققققققق!

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 11:36 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

پارک خوشگله!

love

این یه پارک قشنگه تو ویچیتا!کاش تو ایران هم از این پارک های خوشگل داشت......!"اقادیگه منم می خواممممممممممممم...!"

+ نوشته شده در  شنبه 28 مهر1386ساعت 11:43 AM  توسط بازیچه و همدست  | 

 
مدل لباس